گفتگوهای تنهایی

یادداشتهای روزانه

خدایا ترا سپاس به خاطر همه روزی های مادی و معنوی که به ما دادی، گاهی ذهن ها برخی مشکلات را چنان بزرگ می نمایاند که آنهمه نعمت یادمان می رود! تو را سپاس  

ای هست کن اساس هستی/ کوته ز درت دراز دستی

ای مقصد همت بلندان/ مقصود دل نیازمندان 

+ نوشته شده در  ۹۲/۱۱/۱۹ساعت   توسط بزبز قندی  | 

آدم توی زندگی بعضی چیزها رو دیر می فهمه، خیلی دیر!!! 

+ نوشته شده در  ۹۲/۱۱/۰۶ساعت   توسط بزبز قندی  | 

درودی چو نور دل پارسایان/ بدان شمع خلوتگه پارسایی

نمی بینم از همرهان هیچ بر جای/ دلم خون از غصه ساقی کجایی

مکن حافظ از جور دوران شکایت/ چه دانی تو ای بنده کار خدایی

+ نوشته شده در  ۹۲/۱۰/۱۴ساعت   توسط بزبز قندی  | 

علی مصفا را دوست دارم، با فیلم پری با او آشنا شدم از چهره آرام و عمیق و شیوه بازیگریش خوشم میاد اخیراً هم که توی فیلم« گذشته» کولاک کرد.

خودش یه فیلم و نوشته و کارگردانی کرده به نام«پله آخر» ، موضوعش مرگ هست، فکر کنم دومین کار نویسندگی و کارگردانیش باشه، موضوع بسیار سخت و مهمی رو انتخاب کرده، بهمن فرمان آرا که او رو هم خیلی دوست دارم قبلا فیلم «بوی کافور، عطر یاس» رو توی همین مضمون ساخت که خیلی هم خوب بود و جایزه های زیادی توی ایران و دنیا برد.

بیان ماهیت های انتزاعی در سینما خیلی سخته، به قول معروف معانی اندر حرف ناید. کسی که سراغ مفهوم مرگ میره گریزی نداره که وارد دریای دین بشه و تنی به آب بزنه، اصلاً اصلی ترین مزیت رقابتی دین نسبت به سایر مقوله ها همین مفهوم مرگ هست. مصفا توی فیلمش خیلی وارد مقوله دین نشده . فیلم رو با دخترم نگاه کردم و از بس سوال کرد حالا چی شد اعصابم گه مرغی شد.

+ نوشته شده در  ۹۲/۱۰/۰۳ساعت   توسط بزبز قندی  | 

چند روز پیش مادربزرگ را که بیش از هشتاد سال دارد و سرماخورده بود بردم دکتر، سلام و احوال پرسی مفصلی با منشی درمانگاه کرد و بعد هم که نشست توی سالن انتظار به چند تا خانم که اونجا نشسته بودند سلام و احترام کرد. همه به سلام های او جواب های سردی می دادند و هیچ کدام لبخندی هم نزد. چقدر ما آدمها با هم غریبه شده ایم!!!

+ نوشته شده در  ۹۲/۰۹/۲۶ساعت   توسط بزبز قندی  | 

اولین بار واژه مسخ یا الیناسیون(از خود بیگانگی) را در گفته های دکتر شریعتی دیدم و بعد از اون هم داستان مسخ (اگه اشتباه نکنم) از راسل را سالها پیش خواندم که کمی از آن در خاطرم مانده.

آدم های دور و برم و شاید از جمله خودم مسخ شده اند یعنی دیگر خودشان مرده اند، یکی مسخ کار و کارمندیش شده، یکی مسخ پول درآوردن و رشد مالی، یکی مسخ مصرف کردن، یکی مسخ فخر فروختن و فراهم کردن اسباب این فخر فروشی، یکی مسخ لذت بردن، یکی مسخ بچه تربیت کردن و بچه بزرگ کردن، یکی مسخ مدرک گرفتن و ارتقاء مدرک تحصیلی، یکی مسخ زندگی تشکیل دادن، یکی مسخ ریاست کردن و حفظ اون و...، الفاتحه مع الصلوات بر محمد و آل محمد.

واقعاً ته همه این چیزا چیه؟؟؟!! 

+ نوشته شده در  ۹۲/۰۹/۲۳ساعت   توسط بزبز قندی  | 

     خیلی از انسان ها داشتن آسایش و یک زندگی راحت و در امنیت را هدف و مقصد زندگی خود می کنند. اما بعضی دیگر نه! آنها دغدغه های دیگری دارند آنها نمی توانند خودشان و خانوادشان را در راحتی ببینند در حالی که می دانند خیلی ها در رنج اند.

از جمله اصلی ترین عوامل رنج ملت ها بدون شک ناکارامدی و فساد حاکمان آنهاست. آن بعضی ها، راحتی را ترک می کنند و هر چه که میتوانند برای کاهش رنج مردم انجام می دهند گاهی به زحمت زیادی می افتند مانند نلسون ماندلا، سالها زندگی مخفیانه و بیست و هفت سال زندان!  برای اینکه بگوید همه انسان ها احترام دارند.در حالی که او پسر خوانده  یکی از فرمانروایان محلی بود و می توانست زندگی خیلی راحتی داشته باشد.روحش شاد یادش ماندگار

+ نوشته شده در  ۹۲/۰۹/۱۶ساعت   توسط بزبز قندی  | 

دیشب پری شب یکی از شبکه های ایران داشت یه برنامه ای نسبتا مستند پخش می کرد به نام گپ سازندش رامبد جوان بود ، خانم مریلازارعی رو آورده بودند بهشت زهرا باهاش حرف می زدند، اصلا توقع نداشتم اینقدر زن عمیقی باشه و راجع به خیلی از مسایل فکر کرده باشه، رامبد جوان جلوش مثل یه بچه بود، یه تعبیر جالبی از تشیع جنازه کرد گفت تشیع جنازه یه بدرقه هست برای کسی که داره به یک سفر میره و باید مثل بدرقه برگزار بشه  و خیلی حرفای دیگه...، از نوع فکر و نگاهش خوشم آمد معمولا بازیگرا و ورزشکارا وقتی حرف می زنن آدم حالش بد میشه ولی این یکی خیلی متفاوت بود

+ نوشته شده در  ۹۲/۰۹/۱۰ساعت   توسط بزبز قندی  | 

دیروز مطلبی راجع بزدلی نوشته بودم و از بزدلی جامعه در برابر اتفاقاتی که می افتد انتقاد کرده بودم، ازسر بزدلی مطلب را بعد از چند ساعت حذف کردم!!!

+ نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۲۸ساعت   توسط بزبز قندی  | 

چه صبح ها خورشید بدمد و چه شبها ماه در آسمان باشد و ما نباشیم و این غصه ها و قصه هامان نباشد.

+ نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۲۶ساعت   توسط بزبز قندی  | 

مطالب قدیمی‌تر